۱۳۹۶ اسفند ۱۸, جمعه

مردان طلبکار

شما هم حتما از مردان زیادی شنیده‌اید که «اه چقدر درباره زنان فیلم می‌سازند»، « اه چقدر تبعیض‌آمیزه که برای استخدام و توازن جنسیتی، زن را انتخاب می‌کنند». «اه شورشو درآوردین دیگه چقدر از زنان حرف می‌زنید» و...
این مردها از قضا با این جمله شروع می‌کنند: «من خودم طرفدار برابری ام» و در نهایت می‌رسند به این‌که: «اما حیوونی ما مردها خیلی تحت ظلمیم»! 

شاید بد نیاشد از خودشان بپرسن که چقدر برای ما زنان دیدن فیلمهایی با محوریت مردان در تمام این سالها خسته کننده بوده، چقدر این تبعیض دردآور بود که دهه‌ها فقط مردها بی رقیق استخدام شده اند و موضوع و محوریت تمام بحثها صرفا مردان بوده‌اند. 

این دسته از مردان فکر می‌کنند مرد مرکز ثقل جهان است و اینکه همه جا حضورش را به ما اجبار کردن ایراد ندارد اما با چند فیلم از خیل هزاران فیلم تولیدی هرساله  درباره زنان به تنگ آمده اند. یا از حضور زنان در مشاغلی که انگار ملک این آقایان بوده احساس تبعیض می‌کنند. یا بحث از مسائل زنان موضوع آنها نیست!

برایم جالب شد که این مردان( آنهایی که این شکلی اند) با این همه  اهن و اوهونشان چقدر حقیرند! جای ما، که سالها حضور مطلق مردان را در تمام عرصه ها دیدیم، بودند چه می‌کردند؟

۱۳۹۶ اسفند ۱۷, پنجشنبه

و اینک هشت مارس

دیروز برایتان از مصیبت‌ها نوشتم، از تبعیض‌های ساختاری و سیستماتیک، از قوانین دگم و تغییرنیافته. دیروز نوشتم که بدانیم چرا باید روز جهانی زنان را گرامی بداریم و‌چرا در چنین روزی بیش از پیش حقوق خود را مطالبه کنیم. هشت مارس روز مبارزه است نه روز گل و بلبل هدیه دادن! هشت مارس روزی است که به شما یادآوری می‌کند حق گرفتنی است. همه ما می‌دانیم که چه قوانین تبعیض‌آمیزی داریم. همه ما می‌دانیم که به عنوان یک زن در ایران متحمل چه ظلمهایی می‌شویم. همه ما می‌دانیم و اگر بیش از این سکوت کرده و تن به قوانین زن‌ستیز وکلیشه‌های جنسیتی بدهیم حقی را نه به ما می‌دهند نه می‌توانیم بگیریم. 

راه بس طولانی وبس سخت است، اماناامیدی در این روز معنایی ندارد. عزمتان را جزم کنید و از امروز تا هشت مارس سال دیگر برای آگاهی خود و دیگران از حقوق برابر تلاش کنید و فراموش نکنید «قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود». 

امروز در خیابان یا سخنرانی‌ها و حتی شبکه‌های اجتماعی خواسته‌های زنان ایران را فریاد می‌زنیم. ماامروز مصمم‌تر از همیشه به تبعیض‌های جنسیتی در تحصیل، بازار کار و خانه اعتراض می‌کنیم. ما خواستار منع ازدواج کودکان، ختنه زنان، خشونت خانگی، خشونت علیه زنان، آزار جنسی در محیط کار و خیابان هستیم. ما خواستار رفع حجاب اجباری، تغییر قوانین ازدواج و خانواده، شکستن کلیشه‌های جنسیتی هستیم. ما خواهان حق برابر مشارکت در امور سیاسی، دستیابی به مقامات بالا، مشارکت در ورزش و حضور در استادیوم‌ها هستیم. ما خواستار «آزادی و برابری» هستیم. 

روزِجهانیِ زنان، روز مبارزه با قوانین تبعیض‌آمیز جنسیتی بر تمام برابری‌خواهان گرامی. 

۱۳۹۶ اسفند ۱۶, چهارشنبه

پیشواز هشت مارس

 هرسال از چند ماه قبل از هشت مارس کلی فکر می‌کنم که باید این را بنویسم، آن را بنویسم و در نهایت هشت مارس می‌رسد و همه پروژه‌های بزرگتری که در ذهنم دارم می‌ماند در همان جا بدون اینکه به انجام برسد. من می‌مانم و یک حس وظیفه که «اوهوی خیر سرت فمینیستی و اندکی کنشگر باید چیزی بنویسی»! 
بعد فکر می‌کنم چه بنویسم تکراری نباشد؟ مخصوصا که من در لایوهایم هم از مسائل زنان در قالب روایت‌های شخصی صحبت می‌کنم! 
بعد دوباره فکر می‌کنم آیا اصلا تغییری در شرایط زنان می‌بینم که بنویسم و تکراری نباشد؟ 

قوانین زن‌ستیز کشورمان هنوز پابرجاست. یعنی در چهل سال اخیر از نظر قانونی ما یک قدم هم جلو نرفتیم. زنان در همه موارد اقتصادی و قانونی نصف مرد شناخته می‌شوند. از دیه و حق ارث، تا شهادت در دادگاه و جرم. در قرن بیست و یک میلادی هستیم و زنان ایران از نظر تحصیلی و موقعیت اجتماعی پیشرفت کرده اند، شخصیت مستقل دارند اما به لحاظ قانونی هنوز تحت تکفل پدر یا همسر هستند. شرایط ازدواج از منظر قانونی نابرابر است و باید برای داشتن سند ازدواج برابر، با هزار مصیبت شروط ضمن عقد را ثبت کرد. در آستانه هشت مارس مردی جوان، خوش‌پوش و احتمالا تحصیلکرده راهی محل تحصیل همسرش می‌شود، او را از پله پرت می‌کند، با قیافه حق به جانب در میان جمعی مبهوت و بی‌خاصیت می‌گوید: «زنمه خوشم نمیاد درس بخونه». مسئولی از دانشگاه از او میخواهد از دادگاه نامه ای بیاورد که زنش نباید تحصیل کند، یعنی جملات آن مرد اگر نامه دادگاه داشته باشد قابل پذیرش است! 

چهل سال هر روز بسیاری از زنان ایران با حجاب اجباری دست و پنجه نرم می‌کنند. آن‌ها حمله بسیجیان اول انقلاب با شعار «یا روسری، یا تو سری» را پشت سر گذاشتند، به «گشت عفاف» با مینی بوسهای هولناک سالهای ریاست جمهوری رفسنجانی رسیدند. آن را پشت سر گذاشته به «گشت ارشاد» دوران احمدی نژاد رسیدند. از آن نیز عبور کردند و حالا از روی سکوهای برق به زمین پرت می‌شوند. شدت خشونت نسبت به زنان در این سی و نه سال نه تنها کم نشده که بیشتر هم شده. 

امروز زنان بیشتری وارد دانشگا‌ه‌ها می‌شوند. از روز اول تمام انگیزه‌هایشان از سمت خانواده، جامعه و بازار کار به هیچ گرفته می‌شود. آن‌ها تحصیل می‌کنند و مدرک به مدرک می‌افزایند اما تنها سهمشان از بازار کار ۱۱٪ است که این سهم برای زنان مجرد حتی کمتر است. تحصیل زنان بخاطر سیاست‌های تبعیض جنسیتی یک خرج اضافه توصیف می‌شود و راه حلش را نه تلاش برای برداشتن تبعیض‌ها که اضافه کردن تبعیضی دیگر می‌بینند و آن سهمیه بندی جنسیتی برای برخی رشته‌های دانشگاهی است. زنان شاغل و غیر شاغل ساعتهای بسیاری را به کار بی مزد و مواجیب و جانفرسای در خانه می‌پردازند و مسئولیت نگهداری از فرزند و والدین بیمار بر دوش زنان است. همه این‌ها باعث می‌شود زنان نه تنها سهم کمتری در بازار کار و اقتصاد داشته باشند، که قشر فقیرتر، بیمارتر و آسیب‌پذیر تر جامعه بشوند. 

زنان بسیاری با تمام محدودیت‌ها به ورزش حرفه‌ای روی می‌آورند، با پوششی عموما نامناسب برای ورزش، تلاش می‌کنند تا جایگاه شایسته ای در جامعه بین‌المللی ورزش کسب کنند، اما بخاطر عدم رضایت همسر از حضور در مسابقات بین المللی محروم می‌شوند. زنان ورزش دوست هنوز نه تنها در حسرت حضور در استادیوم هستند که حالا بخاطر بودن در اطراف استادیوم بازداشت شده و آزار روحی وروانی را متحمل می‌شوند. 

در قرن بیست و یک میلادی و سال ۱۳۹۶ خورشیدی هنوز نیازجنسی، آزادی جنسی و‌ مالکیت بربدن برای زنان ایرانی امری ممنوعه،  نه تنها از سوی حاکمیت که جامعه مردسالار است. عمل موهومی به نام «ترمیم بکارت» روز به روز رو به افزایش است و این نشان می‌دهد زنان بسیاری دست از سرکوب جنسی خود برداشته اند اما هنوز موفق نشده‌ دست از تفکر سنتی بردارند. در عین حال، این نشان می‌دهد مردان بسیاری با زنی خارج از ازدواج رابطه دارند اما با همان زن ازدواج نمی‌کنند. آنها می‌روند سراغ زنی دیگر و از او طلب گواهی بکارت دارند بی آنکه خودشان گواهی بکارت بدهند. در همین بین، عده‌ای پزشک بی وجدان برای پرکردن جیبهایشان به این سنت کثیف دامن میزنند و قدم به قدم کلینیک ترمیم بکارت سبز می‌شود.

قبلا اگر کلیشه‌های جنسیتی تنها در تلویزیون بود حالا به فضای مجازی کشیده شده و صفحاتی که هیچ بار علمی ندارند با فالوئرهای چند صد هزارنفری به زنان می‌گویند تنها دلیل وجودی و هویتی‌اش برای مرد و زیر شکم مرد است پس باید راههای برده جنسی بودن را بیاموزند آن هم با انواع روشهای عشوه کردن یا تحقیر خود! 

واقعا از چه باید نوشت در هشت مارس وقتی زنان ایران از هر سو تحت فشار و نابرابری قرار دارند؟ وقتی انقدر همه چیز دردناک و سیاه و خشمگین کننده است؟ جوابش را فردا می‌نویسم. شاید موجهای هشت مارس به من کمک کند تا برای هشت مارس چیزی بنویسم که تکراری و دردآور نباشد! 



کانال تلگرام: https://t.me/freevar

۱۳۹۶ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

اهمیت پزوهاشهای علوم روانی و اجتماعی

امروز در برنامه صبحگاهی تلویزیون سوئد با یک پژوهشگر روانشناسی صحبت می‌کردنند. مجری پرسید: بعضی ها میگن چرا باید پول صرف چنین پژوهشهای شود؟ 
پژوهشگر جواب داد:  اینکه ببینیم مغز و روان انسانها چطور کار می‌کند در آینده به نفع جامعه است. 

علوم اجتماعی به اندازه علوم تجربی و ریاضی مهمند. کشورهای اروپایی موفق، کشورهایی هستند که در تمام مسایل از علوم اجتماعی بهره می‌برند و میلیونها هزینه می‌کنند برای پژوهش‌هایی که از نگاه محافظه کاران بی تاثیر است اما در واقع بسیار موثر است. 

جامعه متشکل از افراد است. اگر ما نتوانیم کارایی هر فرد در جامعه را تشخیص بدهیم، اگر افراد جامعه بیمار روحی باشند، در فشارهای روانی مدام باشند، هویتشان را درنیابند، بخاطر قضاوتهای سطحی و غیر معتبر تقسیم بندی شوند و مورد تبعیض قرار بگیرند، آن جامعه هرچقدر از لحاظ اقتصادی موفق باشد اما جامعه ای افسرده و پر نفرت است. اما وقتی به هر فرد و نیازهایش توجه شود، آسیب‌های اجتماعی و روانی شناخته شود، مورد تحلیل قرار بگیرد و بازیابی شود  جامعه ای سالمتر خواهیم داشت که به رشد اقتصادی اش کمک بیشتری خواهد کرد. درست مثل دیکتاتوری با اقتصاد خوب و دموکراسی است. اقتصاد خوب دموکراسی نمیاورد اما دموکراسی حتما اقتصاد  خوب را در پی دارد.اقتصاد خوب سلامت روحی و روانی نمیاورد اما سلامت روحی و روانی به شکوفایی اقتصاد کمک می‌کند. 

توضیحات: در سوئد کارفرماهای جدی و شرکتهای معتبر امکانات فراوانی برای کارمندانشان فراهم می‌کنند چون برایشان سلامت و رضایت کارمندشان مهم است. مثلا پرداخت هزینه باشگاه یا rehabilitation را تمام یا درصد بالایی پرداخت می‌کنند. جدیدا چند شرکت وارد پروژه‌ای شده اند که یک ساعت از ساعت کار را به ورزش اختصاص بدهند که اگر در کاهش استرس و افزایش بازدهی تاثیر داشت  ادامه اش بدهند. یا برای خانواده‌دار ها امکاناتی چون کار از خانه( که وسایل مرتبط به کار را کارفرما تهیه می‌کند)و ساعات قابل انعطاف فراهم می‌کنند.  همه این کارها در نتیجه پژوهشهای علوم اجتماعی و کنشگرانش است که نه تنها نارضایتی در میان کارفرمایان ایجاد نکرده که خود این شرکت‌ها و صنایع، هزینه‌هایی را برای پژوهش‌ها در نظر می‌گیرند که به افزایش بازدهی کمک کند!

۱۳۹۶ اسفند ۸, سه‌شنبه

حراج سالانه کتاب در سوئد

 بزرگترین حراج کتاب همیشه بعد از همه حراج‌ها و اواخر ماه فوریه برقرار است. این حراج جدای از نمایشگاه بزرگ سالانه کتاب در گوتنبرگ و نمایشگاه کوچک وبزرگ در دیگر شهرهاست. اگر بگویم تنها حراج واقعی‌است بیراه نگفته‌ام. باقی فروشگاه‌ها حراج‌هایشان یا اجناسِ تک سایز است یا از مد خارج شده، اما حراج کتاب هم بیش از پنجاه درصد کاهش قیمت دارد هم کتاب‌های هنوز به روز حراج می‌شود. این حراج منحصر کتابفروشی های بزرگ نیست بلکه حتی فروشگا‌های زنجیره‌ای که بخشی را به کتاب اختصاص می‌دهند و همینطور کتابفروشی‌های آنلاین حراج دارند. 
اینجا هم کتابفروشی زنجیره‌ای ای مانند شهرکتاب هست که برای اعضایش یک امتیازاتی دارد. یکی از آن امتیازات این بود که اگر اعضا بین ساعت ۷-۱۰ صبح خرید کنند شامل «سه تا بخر چهار تا ببر» می‌شدند. من هم حوالی ۷:۴۵ رسیدم و البته که قرار بود هشت تا کتاب بخرم اما هم شد نه تا هم دوتایش با دوتایی که در تظر داشتم تغییر کرد. کل هزینه کتابها ۶۰۰ کرون شد. در حالیکه هر یک کتاب در حالت عادی بین ۱۶۰-۳۰۰ کرون قیمت دارد.

 سمت راست مجموعه چهار قسمتی نویسنده ایتالیایی با نام مستعار اِلِنا فِرانته است. بخش اولش را قبلا از کتابخانه گرفتم، خواندم و لذت بردم حالا سری کاملش را دارم که به مرور باید بخوانم. اسمهایشان. ۱. دوست بی نظیر من ۲. نام جدید او ۳. آن‌که می‌رود، آن‌که می‌ماند ۴. کودک از دست رفته
سمت چپ: کتاب ساپیِن، (با نام انسان خردمند در ایران ترجمه شده) و هومو دئوس از یووال نوحا هاراری، بازمانده روز ( برنده جایزه بوکر) از کازو ایشیگورو (برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۷)، آنها در اشکهای قاتلشان غرق می‌شوند، اثر یوهاننِس آنیورو (برنده جایزه ادبی آگوست سوئد ۲۰۱۷)، معشوق چندزبانه از لینا وولف.

۱۳۹۶ بهمن ۲۶, پنجشنبه

و باز هم افسانه بکارت


بکارت که از ریشه بکر می‌آید به معنای دست نخوردگی است. به هر انسان بالغ، فارغ از جنسیت، که رابطه جنسی نداشته باشد می‌گویند باکره. رابطه جنسی هم لزوما دخول آلت جنسی مرد به آلت جنسی زن نیست چرا که روابط جنسی انسان‌ها صرفا هتروسکشوال یا به یک روش نیست. هر نوع نزدیکی که با شهوت و هوس و برانگیختگی همراه باشد رابطه جنسی محسوب شده و هر انسانی با انسان دیگر این حس‌ها را تجربه کند، رابطه جنسی دارد و باکره نیست. پس بحث باکرگی و بکارت نه تنها مختص زنان نیست که کمترین ارتباط را با آمیزش جنسی از راه دخول دارد. اما متاسفانه در فرهنگهای سنتی، محافظه کار و مردسالار هنوز مفهوم باکرگی را با رابطه جنسی از راه دخول یکی می‌دانند و البته تنها برای زنان. حتی برای محدود کردن و کنترل سکشوالیته و فعالیت جنسی زنان، مفهومی ساختگی به نام پرده بکارت را وارد فرهنگها کرده اند و قرنهاست به این واسطه بر بدن زن مالکیت دارند. در ابتدا لازم می‌دانم نکاتی درباره غشایی که به غلط پرده بکارت خوانده می‌شود بنویسم:
۱. ما چیزی به اسم پرده بکارت نداریم. آن چیزی که به این نام خوانده می‌شود غشای مخاطی الاستیکی چین خورده بازمانده از دوران جنینی است. از منظر علمی علت وجودش یا ماندگاری اش در پروسه تکامل شناخته شده نیست و تا امروز هیچ کارایی مشخصی هم برایشان تشخیص داده نشده. این غشا در ۱-۲ سانتیمتری ورودی مهبل قرار دارد و در زنان مختلف، شکل، رنگ، سایز و اندازه متفاوت دارد. در برخی غشای نازک تری است و در برخی ضخامت بیشتری دارد.رنگش صورتی شفاف است اما در برخی که چین خوردگی هایش فشرده تر و درنتیجه ضخیم تر است سفید یا رنگ پریده است.  اما یک غشای کلفت که پوشاننده چیزی باشد که برای گذر از آن به جسم سختی لازم باشد نیست. بدلیل خاصیت الاستیکی اش قدرت انقباض و انبساط دارد و به مرورممکن است از ضخامتش کاسته می‌شود.
۲.  اولین آمیزش جنسی از طریق دخول – چه آلت مردان چه اشیاء- همیشه خونریزی با خود به همراه ندارد. برخلاف تصورات غلط، بیش از نیمی از زنان در اولین رابطه خود خونریزی نداشته اند. علت بسیاری از خونریزی ها اضطراب ناشی از رابطه جنسی است که باعث خشکی واژن و حساس بودن مویرگها می‌شود.یا خراش ها در این غشا که خونریزی با خود به همراه دارد.
۳. این غشا بدلیل الاستیکی بودنش اصلا خاصیت "پاره شدن" ندارد. پس نه با انگشت، نه با آلت مرد، نه با پرش و سوارکاری و .... از بین نمی‌رود.
۴.  از نظر علمی امکان تشخیص رابطه داشتن از طریق بودن یا نبودن این غشا وجود ندارد و تمام روشهای تست بکارت از نظر علمی مردود هستند. در واقع اگر کسی با دیدن آلت جنسی مرد توانست حدس بزند که قبلا سکس داشته یا نه، می‌توان باور کرد که با دیدن مهبل زن می‌شود تشخیص داد رابطه جنسی داشته یا نه!
۵.    تست بکارت در سازمان ملل به عنوان شکنجه شناخته شده است.
۶.   ترمیم در واقع بخیه زدن این غشا است که با ریختن بخیه خونریزی رخ می‌دهد.ولی هیچ تضمینی نیست که این جراحی نتیجه دلخواه-- خونریزی در رابطه جنسی- را بدهد. 

متاسفانه آنچنان ریشه مردسالاری قوی است و زنان و مردان هم آموزش لازم را در این زمینه ندیده اند که افسانه های مربوط به پرده بکارت را باور کرده و به آن تن می‌دهند. زنان تحصیلکرده ای که دیگر زن کنج آشپزخانه و اندرونی نیستند و به نیاز جنسی خود آگاهند و به طوری طبیعی رابطه جنسی برقرار می‌کنند اما بعد به سراغ ترمیم میروند یا نگران از آینده زناشویی شان هستند. این زنان حتی اگر آگاه باشند و به چنین مفاهیمی باور نداشته باشند تحت فشار اجتماعی از سمت خانواده و مردان دچار وسواس فکری در این باره می‌شوند. مردانی که برای خود حق رابطه جنسی را قائلند اما به خود اجازه تصمیم گیری برای بدن و نیاز زن می‌دهند. مردانی که با هزاران زن رابطه دارند اما به وقت ازدواج دنبال زنی هستند که هرگز با کسی نبوده باشد. ما این مردان را نمی‌توانیم عوض کنیم اما خود زنمان می‌تواند عوض شود. وقت آن رسیده که  پزشکان زنان به جای پدیرفتن انجام تست یا ترمیم، با این فرهنگ غلط مقابله کنند. تا وقتی ما در عین اینکه مدرن شده و بر حق نیاز جنسی خودمان آگاه هستیم و از آن بهره میریم اما در نهایت تن به فرهنگ غلط مردسالار و سنتی میدهیم تنها به محکم تر شدن ریشه های این تفکر غلط کمک میکنیم نه ریشه کن کردنش. پس بیایید  .
 زنان عزیز جوان مجرد، شما برای خوشبختی نیازی به ازدواج با مردی ندارید که برای شما حقی برابر با حق خودش را قائل نیست. شما به مردی نیاز ندارید که تمام شما را فدای افسانه های ساختگی کند. شما به مردی نیاز ندارید که گذشته شما یا روابط جنسی شما برایش مهمتر از وجود شما، تفکر شما، توانایی های شما باشد. در یک کلام شما به مردی احتیاج ندارید که برای ازدواج با او نگران باشید که چرا قبل از ازدواج با فرد دیگری رابطه داشته اید. شما باید به حق خود برای لذت جویی جنسی آگاه باشید و برایش ارزش قائل باشید. هرگز خود را بخاطر رابطه جنسی که دوست داشتید بخاطر دیگری سرزنش نکنید. هرگز خود را سرزنش نکنید که چرا با کسی که رابطه داشتید به سرانجام برای زندگی مشترک نرسیده اید. این حق شماست که بدن خودتان، نیازهایتان را بشناسید و از آن لذت ببرید با هر کس که دوست دارید، در هر زمان که می‌خواهید. 

زنان عزیز، برای خودتان ارزش قائل باشید و از حق خود دفاع کنید و تن به گفتمان مردسالار ندهید. من شما را دعوت نمی‌کنم به برقراری رابطه جنسی وقتی آمادگی اش را ندارید اما اگر این کار را کرده اید خود را سرزنش نکنید، دنبال تست بکارت نروید، دنبال ترمیم نروید. هرچقدر شما به حقوق جنسی خود آگاه‌تر باشید و بر آن پایبند باشید مردان بیشتری هم یاد می‌گیرند که مالک بدن انسانی دیگر نیستند و این حق شما را به رسمیت می‌شناسند. 

۱۳۹۶ آبان ۲۱, یکشنبه

اسپاسم گردن و کلافگی

صبح بعد از کش و قوس در تخت تصمیم گرفتم که بلند بشم بروم سمت آشپزخانه که بلند شدن من همان جیغم به هوا رفتن همان. یکی از بدترین اسپاسم های گردن رو گرفتم که تکان نمیتونم بخورم. پسرک هم بلد نیست قلنج بشکند. همینطور که نفسم به زور در میامد زنگ زدم به آموروزو که راهنمایی بگیرم. همه راهنمایی ها رو تند تند به پسرک انتقال دادم و او هم هراسان به تکاپو افتاد. کیسه آب داغ گذاشتم و بعد روی توپ تنیس غلت زدم که از درد نفسم رفت. از آن ور بی نهایت گرسنه بودم و چشمام سیاهی می‌رفت. صبحانه را با وضعیت اسفباری خوردم و دوباره آب جوش آوردیم و کیسه رو پرکردیم و گذاشتم زیر گردن و کتفم و نشستم به تماشای جلسات اینترنتی "کورس اطلاعات و ارتباطات" که داره پایه های آفیس رو تدریس می‌کنه. خیلی چیزهای جدید کاربردی یاد گرفتم ازش ولی خداییش وقتی دارد برای تازه وارد ها درس میدهد حوصله سربر است چرا که آدم کلیت کار رو بلده و شاید فقط اجتیاج به یه سری اطلاعات ریز داشته باشه بعد مجبوره نیمساعت بشینه و همه چیز رو از اول گوش کنه. چرا نگاه می‌کنم؟ چون در تمرین هایشان باید مو به موی این ها را اجرا کرد که نمره خوب گرفت. کلافه ام از درد و محدودیت تحرک گردن. این وسط باید تا شب یک پاور پوینت هم بر اساس این کلاس های اینترنتی درست کنم. خلاصه اینکه اعصاب ندارم الان.