‏نمایش پست‌ها با برچسب نقد اجتماعی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نقد اجتماعی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ تیر ۱۷, دوشنبه

فعال سیاسی کیست؟




«ایناروجدی نگیر»،«این آدمها فعال سیاسی نیستند، دزدند»،«اینا دنبال پناهندگی‌اند»، «حالافلانی و فلانی باز یه کاری کردن، اینا که فقط دوربین دستشون گرفتن، کارسیاسی نمی‌کنند که»، « چرا مسیح اینارو بزرگ میکنه؟» و...
اینها جملاتی است که ازصبح به بخش پیامهای اینستاگرامم ازطرف چند دوست وهمراه صفحه، به دنبال انتشارخبرآزادی به قید کفالت  زوج دستفروش، آمده. جملاتشان را می‌خوانم وگوش می‌دهم وآه می‌کشم. درجامعه ما حتی حقوق اولیه انسانی هم باید با خط‌کش تعیین شود. یعنی یکی اگر فعال سیاسی است حرف باید بزند وزندان رفتنش باید که مهم باشد و نگرانش شد، اما یکی که فعال سیاسی نیست وکلمه قلمبه سلمبه نمی‌اندازد و صحبتهایش در حد غرغرهای راننده تاکسی است اگر بازداشت شود اهمیت ندارد، جدی نباید گرفت و‌ حتما دنبال پناهندگی اند. 
میدانید دوستان، وقتی اندیشمندان از « آزادی بیان » گفتند، فقط برای خودشان نبوده، بلکه برای هرشهروندی با هر سطح سواد و‌ مقام اجتماعی بوده.  یعنی هر شهروندی بتواند حرف وفکرش را بیان کند و البته از سمت « حاکمیت » مورد آزارقرارنگیرد. این یک اصل انسانی و جز پایه‌های قانون اساسی بسیاری از کشورهای دموکراتیک جهان است. برای بیان عقاید معیارو‌سنجش لازم نیست، هرانسانی حق دارد حتی چرت ترین عقیده را بیان کند. این حاکمیت (نه مردم) هست که باید به این حق احترام بگذارد و فردی را بخاطر بیان عقیده‌اش سرکوب نکند.  چرافکرمی‌کنیم حتما باید یک پیشینه سیاسی بوده باشد تا کسی را مستحق اظهارنظربدانیم؟ چند فعال سیاسی مشهور مثال بزنم که اتفاقا چیزی هم بارشان نیست؟ دست برداریم از این طبقه بندی کردن‌ها، برتری بخشیدن به عده‌ای و زیرسوال بردن دیگری. 
میگویید اینها دنبال پناهندگی اند. واقعا از پناهندگی چه تصوری دارید؟ فکرمی‌کنید فرش قرمزپهن می‌کنند ومی‌گویند بفرما شاهانه زندگی کن؟ ازدوران انتظاربرای جواب، اززندگی درکمپ‌ها، ازگرفتن چندرغاز پول ازدولت که حتی برایت حساب می‌کنند چند کاغذ توالت باید استفاده کنی و... چه می‌دانید؟ اگرکسی پشتوانه مالی نداشته باشد، زندگی پناهندگی تا جا افتادن در کشورو ‌اجتماع، راحت نیست وبرای همین پناهندگی دردرجه اول برای افرادی است که به معنای واقعی جانشان درخطراست و سختتری نشرایط ازآن ناامنی بهتراست. 
من هم می‌دانم افرادی هستند که حاضرند برای خارج شدن ازایران دست به هرکاری بزنند اما واقعا فکر نمی‌کنم کسی انقدربی‌عقل باشد که حاضرباشد زندان جمهوری اسلامی راتحمل کند که «شاید» جایی پناهنده شود. حتی اگر هم اینطورباشد بازازاصل قضیه چیزی کم نمی‌شود. 
چرا کسی این راه را انتخاب می‌کند؟ چون آزادی بیان نداریم و اگرکسی حتی پرت و‌پلا هم بگوید از سمت نظام مورد خطراست. پس مشکل این نیست که این افراد سیاسی نیستند، فکرسیاسی ندارن،  به هیچ عقیده سیاسی ای تعلق ندارن، مشکل این است که هیچ فردی درایران حق بیان آزادانه افکارش را ندارد وهرکس بخاطراین مسئله بازداشت شود ولو برای یک ساعت باید ازاو دفاع کرد.
برایم نوشتند: «ا ینارومسیح مطرح کرده». جالب اینجاست که از طرفی به مسیح ایراد گرفته میشود که کمپین‌هایش برای طبقه مرفه بی‌درد است و وقتی مسیح ازطبقه فرودست می‌گوید ایراد می‌گیرند چرا این آدمها را مطرح می‌کند! مستندهایی که مسیح می‌سازد «داستان زندگی آدمهاست » ببخشید که مردم ایران همه دکترو‌مهندس، استاد فلسفه، باانبوهی از کتاب‌های نخوانده، کراوات زده و دوپیس پوشیده نیستند. ببخشید همه تاریخ اروپا نخوانده‌اند و از من وشما اجازه نگرفتند که به زندگی ‌شان افتخار کنند. 
نه عزیزان به جای ایراد گرفتن به مسیح، کم به حساب آوردن دستفروش و کارگر و راننده، به این فکر کنید چرا باید پخش زندگی یک زوج دستفروش دلیلی باشد که یک‌ حاکمیت آن‌ها را احضار کند و به ادعای شما این دلیلی شود برای پناهندگی! وقتی دارید سواد سیاسی این افراد را زیر سوال می‌برید، مشکوکید که چه شده که یهو ‌پستهایشان رنگ و بوی سیاسی گرفته، به یاد بیاورید که همین طرز فکر باعث شد ستار بهشتی، کارگری که فعال سیاسی هم نبود، درسکوت، بازداشت، شکنجه وکشته شود. هیچ بعید نیست که اگر کشته نمی‌شد امروز مورد همین اتهام‌ها قرارمی‌گرفت. 


۱۳۹۵ بهمن ۲, شنبه

تحلیلی بر واکنشهای اهالی شبکه های مجازی درباره حادثه ساختمان پلاسکو


- مقصر كسبه بودن كه داشتن پولهاشون رو جمع ميكردن
-مقصر هيئت مديره ساختمان بود كه توجعي به اخطارها نميداد
-مقصر مردمي بودند كه جمع شدند و در امدادرساني اختلال ايجاد كردند. 
-مقصر شهردار برد
مقصر دولت روحاني است

-آتش نشان قهرمان است
-آتش نشاني كار نيست عشق است
- چشم انتظار باباي آتشنشان

-يازده سپتامبر تهران(!!!!!!!!)


 * از آخر شروع ميكنم. نميدانم يك عده ايرانيهاي اهل شبكه هاي‌اجتماعي چه علاقه اي دارند ايران را با آمريكا مقايسه كنند. معمولا هم قياسشان فارغ از تمام استانداردهاي يك مقايسه است. اين عده كلا ظاهر برايشان كافيست. 

يكم: برجهاي دوقلو تجارت جهاني ١١٠ طبقه بودند. دقت كنيد ١١٠ طبقه نه ١٦ طبقه! 

دوم: برجهاي دوقلو بر اثر حمله تروريستي فروريختند نه آتش‌سوزي در ساختماني فرسوده كه بارها آتش‌سوزي هاي كوچك داشته و فاقد استانداردهاي ايمني لازم و امكانات اطفاي حريق، آن هم در ساختماني كه بيشتر اجناسش قابليت حريق پذيري داشته اند. 

سوم: كشته شدگان حادثه تروريستي برجهاي دوقلو بالاي ٢٠٠٠ نفر است از ٩٠ مليت. آن‌ها فرصت نداشتند نجات پيدا كنند. نه كمبود امكانات بود، نه ساختمان فرسوده بود نه اجتماعي از مردم. جا ماندن ٣٠ آتش نشان و چندين كسبه در ساختمان درحال ريزش بي شك ناراحت كننده و تراژديك است اما قابل مقايسه با وضعيت افراد كشته و زير آوار مانده برجهاي تجارت جهاني نيست.


* آتش‌نشاني شغل است، شغلي كه مثل خيلي مشاغل ديگر با عشق همراه است. آتش‌نشانها ميدانند در شغلشان ممكن است خود از بين بروند. براي همين مهم است كه امكانات و دانش براي امداد بهترين و به روز باشد تا جان امدادرسان و آتش‌نشان كمتر در خطر باشد. مطمئنا زيرآوارماندنشان و يا كشته شدنشان دردآور است، انقدر دردآور كه ٢٤ ساعت تمام فكرم را مشغول كرده. اما مرثيه سرايي هاي عاشقانه دردي از آتش‌نشان ها كم نميكند. آنها امنيت مالي، كاري و امكانات لازم دارند نه هزار پوستر و رقابت در هرچه سوزناكتر نوشتن و شِر گفتن در وصف "آتشنشان".

* چه كسي مقصر هست؟ شايد همه. اما در درجه اول "حاكميت ايران". حاكميتي كه از بدو ورودش با روند مصادره اموال، اموال را از دست افراد مختلف خارج كرد و همه را با هم در اختيار سازماني قرار داده كه تا امروز بجز چپاول كار ديگري انجام نداده. براي اينكه افراد براي شايستگي كاري، دانش، مهارت و تعهد اخلاقي و شرافتمندي سمت نميگيرند بلكه براي جاي مهر دروغين، خوش خدمتي به يك فرد و تعهد ديني ظاهري خود پست و مقام ميگيرند. براي اينكه در ايران پرسش‌گري از مسئولين نزديك به يك جناح جرم است، افشاگري اختلاسها جرم است و پيگيري موارد خلاف هم ممنوع است. براي اينكه نظام آموزش و پرورش ما قديمي و ناكارآمد است. 

  •  مقصر اصلي ديگر "مالك ساختمان" است. هرچند اين ساختمان پيش از انقلاب و توسط حبيب الله القانيان ساخته شد، اما اين فرد ابتداي انقلاب اعدام و تمامي اموالش مصادره و به بنياد مستضعفان بخشيده شد. پس مالك اين ساختمان از سال ٥٧ تا امروز بنياد مستضعفان است كه به ازاي هر خريد و فروش واحد تجاري و سرقفلي و اجاره براي خودش درآمد اعجاب انگيزي دارد اما ذره اي به فكر ايمن سازي اين ساختمان ( و ديگر املاكش) نبود و نيست. ساختمانهايي با قدمتهاي چند صد ساله در كشورهاي اروپايي هنوز كاربري دارند دليلش اين نيست كه سيمان و آجر و فلز و تيرآهن اروپا فرق دارد، بلكه مدام اين بناها بازسازي و امكانات ايمني‌شان به روز مي‌شود و اگر قابليت سكونت يا كاربري نباشد بلافاصله تخليه مي‌گردد. 

  • مقصر اصلي شهرداري است كه هم بر مالك ساختمان اجبار نمي‌كرد بازسازي و بهبود ايمني را و هم امكانات و تجهيزات آتش نشاني اش در حد خانه دو طبقه بود نه يك ساختمان تجاري چند طبقه! 


  • مقصر كسبه و مالكان هستند كه پيگير نوسازي و تجهيز نبودند.


  • مقصر آدمهايي اند كه ياد نگرفتند و نميگيرند در اين مواقع بايد محل را ترك كنند. مقصر آدمهايي اند كه نميدانند نبايد در مسيرهاي منتهي به محل حادثه جمع شوند. 



* كسبه حاضر در ساختمان كه حالا زير آوارند و كسي از آنها ياد نمي‌كند، پول‌دوست نبودند. از ٦٠٠ واحد تجاري زير صد واحد بيمه بوده اند. آن كاسب بدبخت بي بيمه را سرزنش نكنيم براي پانيك شدنش و پول هايش را جمع كردن. اگر به امنيت اقتصادي كشور مطمئن بود، اگر بيمه بود، اگر ميتوانست به وعده وعيدهاي جبران خسارت مسئولين اعتماد كند بي شك در ساختمان نمي‌ماند. برخي خبرها مي‌گويد اجساد سوخته پيدا كرده اند. اين يعني آتش هنوز وجود داشت و آتش‌نشانان در حين انجام كار دچار سانحه ريزش شده اند. پس اينكه كاسبين باعث ماندن آتش‌نشانان در ساختمان بودند هم نميتواند كاملا درست باشد. آن كاسب، فروشنده و كارگر ها نيز در آن ساختمان و زير آوار مانده اند اينكه تنها براي آتش‌نشانان سوگواري كنيم خارج از انسانيت و عدالت است. 


* راستش نميدانم دولت روحاني چقدر مي‌تواند مقصر باشد. دولتي كه يك ويرانه را تحويل گرفته بود و هنوز ويرانه است. به هرحال از وظايف دولتها تامين امنيت جاني و مالي شهروندان است. يك اجباري بايد باشد براي بيمه خانه و مغازه و ملك و املاك، همينطور اجبار بيمه كارفرما. درست مثل بيمه ماشين، مردم بدون زور عادت ندارند كاري براي امنيت خود و ديگري بكنند. 

* در اين ماههاي آخر سال به ٤٠٠٠ كسبه و كارگري فكر ميكنم كه به خاك سياه نشسته اند. به دهها خانواده اي فكر ميكنم كه نان آورشان را از دست داده اند. تنها و تنها به دليل ندانم كاري ها. شايد بايد از همين حالا اقدام به جمع آوري كمك هزينه كرد. شايد بايد از همين امروز جدي تر مطالبات شهروندي را پيگيري كرد. شايد بايد جديتر بازسازي سازه هاي فرسوده را از دولت و شهرداري خواست. شايد بايد از همين امروز مانع ساخت ساختمانهاي غيراصولي هم شد. شايد... 

وبلاگ موازی: www.freevar.mihanblog.ir
کانال تبعیدی خودخواسته: https://telegram.me/freevar
ایسنتاگرام تبعیدی خودخواسته: @freevaar

۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

خودباختگی فرهنگی

من مشكلي ندارم از سلام استفاده كنم و نه درود! يا هزار كلمه ديگه كه قرنهاست تو زبانمون رايج شده و فارسي اصيل ترش در زبان نميچرخه. ولي يه چيزي رو شخصا تحمل نميكنم مخصوصا وقتي ساكن ايران باشه آدم. 
و اون استفاده از كلمات انگليسي براي چيزهايي است كه فارسي اش هست. 
مثلا جديدا تو پستها ميبينم عكس با فنجان بزرگ ميذارن و يا استاتوس و ... مينويسند "ماگ" ماگ انگليسي فنجانهاي بزرگ است و من موندم وقتي ما هميشه فنجان رو داشتيم اين "ماگ" واسه چيه؟!! 

يا يه باري دوستي عكس از غذا گذاشته بود و نوشته بود "چيكن فيله" 
چيكن فيله؟ جان؟ الان "فيله مرغ" يا "سينه مرغ". مشكلش چيه؟! 
البته من همين جمله رو براشون كامنت گذاشتم و گفتند منوي غذا همين بود. بعد فهميدم تو بسياري رستورانها غذاها با اسامي خارجيشون نوشته ميشه!! 

مثال زياد داشتم ولي الان فقط همين دو تا يادمه! 

خودباختگي فرهنگي رو ماهايي كه خارج از كشور هستيم نداريم، ايراني هاي داخل 
كشور دارند!!