‏نمایش پست‌ها با برچسب تنبلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تنبلی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ دی ۸, یکشنبه

چطور کارها را به سرانجام برسانیم؟

در حال خوندن مقاله‌ای از نیویورک تایمز بودم دیدم خوبه با شما سهیم بشم.

در مقاله «شش نکته برای اینکه در سال ۲۰۲۰ کارها را به سرانجام برسانیم» نوشته: تیم هِررِرا Tim Herrera، نکات مفیدی گفته شده که احتمالا بارها در صفحات مختلف روانشناسی، مدیریت، تسهیلگری و ... خوانده‌ایم اما شاید همه را یکجا نخوانده باشیم. 

مهمترین نکته‌ای که در این مقاله اشاره شده بحث‌ «مدیریت توجه Attention management » به جای «مدیریت زمان Time management» است. یعنی اینکه ما باید دیدگاهمان را به «چه چیزهایی برایم مهمتر است، و برای چه چیزهایی حاضرم تمام فکر و‌ ذکرم را خرج کنم؟» معطوف کنیم.

۱- « بر عقب انداختن کارها کنترل داشته باش» 

منظورش این نیست که حواسمان باشد منظمتر بشیم و‌کار را به تعویق نیندازیم بلکه کلا واژه انگلیسیProcrastinate را از دو ریشه تشریح می‌کند. یکی ریشه لاتین (Procrastinare) که به معنای کار را به فردا انداختن است و دیگری ریشه یونانی (akrasia) به معنای کاری را خلاف تشخیصِ بهترِ خودمان (خلاف میل) انجام دادن.  

این خودآگاهی از اینکه کاری را خلاف میل باید انجام بدیم خودش دلیلی است که کار عقب انداختن به ما احساس درماندگی می‌دهد. در واقع ما نه تنها میدانیم که ما داریم کاری را که باید انجام بدهیم عقب میاندازیم که میدانیم این عقب انداختن ایده بدی است و با این حال انجامش میدهیم. 

چه باید کرد؟ در مقاله ای دیگر توضیح داده شده که با خودمراقبتی و بخشیدن خود در مواقعی که کاری را عقب میندازیم میتوانیم از تکرارش جلوگیری کنیم. 

۲- «تا وقتی واقعا برای کاری آماده نیستی آن کار را شروع نکن.» 

( راستش من این رو بارها تجربه کردم. وقتی آماده بودم هم کیفیت هم کمیت کار برام خوب بود و برعکس وقتی آماده نبودم همه جوره ضرر دیدم) 

۳- «مدیریت زمان را فراموش کن، مدیریت توجه را در آغوش بگیر»

مدیریت توجه، تمرکز بر چیزهایی است که به دلایل درست، در زمان و‌مکان درست انجام می‌گیرند. آدمها و‌کارهایی را اولویت قرار بده که اهمیت دارند، اونوقت اصلا مهم نیست که چقدر زمان میبرند. 

۴- «در کار فرو رفتن را یاد بگیر» 

( این مورد در سوئدی‌ها بسیار دیده میشه، حداقل تحربه دوران دانشگاهم این رو نشون میداد که مفید کار می‌کردند) 
اصطلاح «فرو‌رفتن در کار» وقتی به کار می‌رود که بر روی کار تمرکز دارید بدون اینکه از لحاظ احساسی و ادراکی تمرکزرو از دست بدید. در واقع نمی‌شود منتظر یک وقت خالی ماند تا همه تمرکز سرجایش باشد بلکه باید به صورت فعال برای ایجاد این تمرکز تلاش کرد و در زمانی که قرار است کاری انجام داد که نیاز به تمرکز دارد از کارها و وسایلی که حواس را پرت می‌کنند دوری کرد. 

۵- «اجازه نده ابزار مدرن توجه‌ات را بدزدند»

 همیشه در دسترس بودن خوب نیست. دسترسی و پاسخگویی به ایمیل، پیام و... در هر زمانی با بالا بودن سطح استرس در ارتباط است .
( این موردی است که باید باید تمرین کنم و‌انجامش بدم، از مهمترین عوامل حواس پرتی، عدم‌تمرکز و همینطور استرسم همین مورد است)

۶- « فقط انجامش بده»

به جای اینکه فکر کنیم نتیجه کاملی از کاری که در دست داریم بگیریم، حداقل نتیجه‌ای که میتوانیم بگیریم را هدف قرار دهیم. (من این رو در کاهش وزن امتحان کردم و واقعا تاثیر داشت). در واقع چیزی بین «زیاده‌خواهان» و «رضایت مندان (قانع‌ها)» بودن. زیاده‌خواهان کسانی هستند که همه راهها و‌روشهای ممکن را زیر نظر دارند از ترس اینکه مبادا بهترین موقعیت را از دست بدهند( وجهی همگانی میان بخشی از ما ایرانیان). قانع‌ها ( رضایت‌مندان) کسانی هستند که با حداقل جستجو تصمیمات سریع می‌گیرند. 

۱۳۹۳ شهریور ۱۷, دوشنبه

یک عدد لوسِ تن پرور


ته تغاری باشی هرچقدر هم ادعای استقلال کنی یک لوس و ننر بیش نیستی. دوماه هم شاهزاده گی کرده باشی به قول ما گیلکها دِ بدتر! یک مادر و یک پر بیست و چهار ساعت در خدمت بودند. یکی صبحانه آماده میکرد، یکی غذا می پخت، آن یکی ظرف میشست و دیگری لباسها رو اتو و مرتب میکرد. تو هر شب بعد از کار میامدی هر لباس رو یک گوشه می انداختی، غذای آماده و گرم میخوردی، جای بعد از شامت مهیا بود رختخواب هم همینطور و روز بعد برای رفتن به کار نه استرس چه بپوشم داشتی نه چه بخوری! همون روزها میدونستم، میدونستم برگشتن به تنهایی عذاب آور خواهد بود اما به روی خودم نیاوردم و شاهزاده گی کردم. حالا نمیتونم جمعش کنم.  تمام هفته اخیر با سختی صبح ها از خواب بیدار شدم و صبحانه خورده نخورده رفتم سر کار. لباسهام تا به تا بود.هر روز ناهار یا شام بیرون خوردم. به واسطه یک هفته مریضی هم خونه در هم و برهم بود. امروز خیلی سخت سپری شد. با سردرگمی اینکه چه چیزی در یخچال هست و نیست! چه کارهایی باید انجام بشه. از کجا باید تمیز کردن رو شروع کرد. دست زدن به کمد همان و ساعتها وقت رفتن همان. لباسهایی که هفته پیش شسته بودم رو جابجا نکرده بودم احتمالا یادم رفته بود مامانی در کار نیست که وقتی من این کار رو نکنم یواشکی بیاد و این کارها رو بکنه!  لباسها پر از چروکند ، به عادت تمام دوران دانشجویی گفتم مهم نیست اما بعد حس کردم آیم نات لانگر استودنت  پس باید مثل یک خانم متشخص رفتار کنم. یعنی از یلخی بودن در بیام! اما من اتو زدن رو درست بلد نیستم. یادم رفت روزهای آخر از مامان بپرسم و یاد بگیرم! 
لباسها جا خوردن،  برای هزارمین بار یکسری رفته اند برای بیرون دادن ویک سری رو هم کنار گذاشتم برای فروش ! این کار رو دو تا شش ماه قبل انجام دادم، یعنی کنار گذاشتم ولی نه بیرون دادم نه فروختم! امروز تصمیم جدی گرفتم که هفته بعد این کارها باید انجام بشن.   ساعت ده شب شد و تازه خونه شد خونه ای که بهش عادت داشتم. راحت نبود. هنوز نیم بیشتر کارها مانده و با بی میلی و با سختی و حتی گاهی با اعصاب داغون و بغض کار کردم. من واقعا هیچوقت نمیتونم از کار خونه لذت ببرم. هروقت میخوام خیلی مرتب باشم هزار تا گند میزنم. وقتی میرم خونه دوستهام و میبینیم چقدر مرتب و منظمند حرصم میگیره که چرا من نمیتونم مثل اینها باشم. راستش امروز یک سر به این فکر میکردم  استقلال فقط توانایی کار کردن و رتق وفتق امور نیست. استقلال فقط این نیست که تنهایی خرید کنی، جایجا کنی، زمین بخوری بلند بشی و ... استقلال شامل رسیدگی به امور شخصی بدون آه و ناله وبی حوصلگی هم هست که من از آن عاجزم. من از اون دست آدمها هستم که کمی وضع مالی بهتری داشته باشم حتما نظافتجی استخدام میکنم. بله من یک عدد لوس ِ تن پرور هستم و در این یک مورد به شدت تمایل دارم که وابسته باشم!


پ.ن: انقدر تو ذوقم خورد که از پست های درباره سفرم استقبال جندانی نشد که دل و دماغ برای نوشتن و ادامه اش ندارم. کلا بی مهر شدید! ناراحت